فصلنامه

امنیت اجتماعی؛ «برخورداری از تکیه گاه»: ضرورت بازشناسی «جنبه های به جا مانده» در امنیت اجتماعی

وقتی سخن از امنیت به میان می آید، بلافاصله در ذهن خطر و تهدید تداعی می شود.

هم نشینی امنیت و خطر، یکی به دلیل آن است که فضای زندگی اجتماعی، به طور طبیعی با خطرات و آسیب ها مواجه است و عامل دیگر، هژمونی گفتمان های تهدید محور و توطئه نگر است که گمان بحث از امنیت در فضایی به دور از خطر را ناممکن می نماید.

بررسی و واکاوی خطرات آن چنان دامنه بلند و بالایی پیدا کرده است که به هر گوشه و کنار بنگری، می توان اقدام، گفتار یا رفتاری را در قالب «خطرات سخت» و «خطرات نرم» بیان کرد.

به عریض و طویل بودن طومار خطرات، اقدامات تروریستی نیز رنگ و لعاب دیگری بخشیده است و مجالی برای طرح حوزه های دیگر باقی نگذارده است.

این در حالی است که جنگ و جدال با خطرات، مانع جدی برای دستیابی به محیط آرام و آسوده ای است که امنیت درصدد آن است.

علی ایحال، قصد به چالش کشیدن بیراهه ها نیست و ضرورت بازشناسی «جنبه های به جا مانده» جهت دستیابی به امنیت مورد نظر است.

امنیت از زندگی مردم عادی به دور افتاده است.

امنیت نشست و برخاست با مردم گوشه و خیابان ندارد.

امنیت با دردها و رنج های روزمره بیگانه است.

امنیت دلشورها و نگرانی های عزیزان دور شده از همدیگر را نمی شناسد.

امنیت روابط غبار گرفته بر دوستی ها و رفاقت ها را نمی بیند.

امنیت تلخی ها از نداشتن یار و یاور را نچشیده است.

امنیت به فکر گم شدن انسانیت در دنیای شلوغ و پرهیاهوی کار نیست.

امنیت با انسان سراپا شک و تردید معاشرت ندارد.

امنیت به سوالات پر رمز و راز آسمانی جواب نمی دهد.

امنیت به از دست دادن معنای حیات نگریسته است و بسیاری از این دست.

این شرایط حکایت از آن دارد که امنیت با کم و کاستی های زیادی دست به گریبان است و بیرون کشیدن امنیت از ناکجا آبادهای سیاست، کاری بسیار دشوار و سخت است.

از اینرو، امنیت اجتماعی با نگاه به جامعه و فارغ از سیاست، درصد تحقق شرایط امن برای مردم است.

به اعتقاد آنتونی گیدنز، امنیت وجودی افراد، به میزان برخورداری آنان از روابط ناب بستگی دارد که با تکیه به والدین، دوست، هم عقیده و غیره به دست می آید.

یعنی کسانی که فرد با تکیه به آنان می تواند همه حوائج، خواسته ها، آمال، آرزوها خویش را دست یافتنی بیابد و از آن طرف، رنج ها، دردها، سختی ها، شکست ها را با تکیه به آنان هموار نمایید.

در همین راستا، «امنیت اجتماعی» نیز چیز جدایی از «ساخت و پرداخت تکیه گاه و لنگرگاه برای مردم» نیست.

امنیت اجتماعی با ساز و کارهای جمعی، به تعاملات و مناسباتی معطوف است که مردم در میدان زندگی خود را تنها نبینند.

خیابان های شلوغ و پرازدحام، بهانه ای برای گم شدن و بی نام شدن نباشد.

یعنی همیشه و همه جا، گوشی برای رنج ها،

دستی برای دستگیری،

نگاهی برای توجه کردن،

زبانی برای التیام یافتن،

امیدی برای حرکت،

سنگری برای تجدید قوا،

لطفی برای گرم شدن،

پناهی برای آرام گرفتن وجود داشته باشد.

امنیت اجتماعی «شرایط امن برای مردم» را با استناد به اصل موضوعه «انسان موجودی اجتماعی است» با پیوند زدن مردم به یکدیگر و تکیه دادن آنان به یکدیگر فراهم می نماید.

امنیت اجتماعی، ایمنی را برخلاف مرسوم، نه در تقابل و نبرد و گریز، که با «پناه و تکیه گاه ساختن» تحقق می بخشد.

چه چیزی می تواند «ضمانت» محکم و استواری بیشتر از «تکیه گاه» به مردم بخشد که بتوانند از رنج و آسیب یکدیگر جلوگیری کنند و برای رسیدن به خواسته ها از حمایت و پشتیبانی برخوردار باشند.

در اینجاست که اگر سخن از فضای امنیتی به میان آید، هراس و دلهره را به آن راهی نیست.

چرا که فضای امنیتی یعنی محیطی که مردم به حال خود واگذار نشده اند و فراموشی و فاصله مردم را از پا در نیاورده است. موقعیتی که مردم تکیه گاه دارند و از چنان سرپناهی برخوردار هستند که به اتکای آن قادرند به ترس و نگرانی خویش پایان دهند و فرصت و مجال درک زیبایی و رهایی را در زندگی پیدا کنند.

منبع: نویدنیا، منیژه (1394)، امنیت اجتماعی؛ «برخورداری از تکیه گاه»: ضرورت بازشناسی «جنبه های به جا مانده» درامنیت اجتماعی، نیشابور: نشریه خبری – تحلیلی صدای مردم؛ خیام نامه، بیست و هفتم بهمن ماه. https://www.khayyamnameh.ir/6208-2/

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن