یادداشت

«امنیت» دنیای انسانی؛ بیشتر از بحران

در حوادث تلخ طبیعی مانند زلزله و سیل که با ویرانی، تخریب و مرگ افراد بی گناه همراه است، تاکنون کسی نشنیده است که زلزله و سیل را به دادگاه بخوانند و آنان را بابت رخدادهای دردناک به محاکمه کشند.

ولی افسوس و صد افسوس از نقص و کاستی ساختمان ها و غیره به آسمان بلند شده است که اگر چنین و چنان می ساختیم و چنین و چنان به یاری می شتافتیم و بسیاری چنین و چنان های دیگر، از تعداد کشته ها و خسارت ها کاسته می شد.

ژاپن تقریباً مرتب می لرزد و مردم ژاپن واهمه ای از زلزله ندارند، اما در بسیاری از مناطق جهان، زلزله چنان خسارات و تلفاتی به جا می گذارد که نه تنها ساکنان منطقه، که هر انسانی را به هراس انداخته و درد را به جانش می اندازد.

به راستی، مقصر کیست؟ آیا زلزله و سیل که بی مهابا به حریم انسان می تازند و زندگی را با درد و رنج در می آمیزند؟

یا انسان که سُست بنیادی زندگیش به زلزله و سیل، اجازه تاخت و تاز داده است؟

ذات گرداب، زلزله و سیل، با ایستایی همخوان نیست و جریان شتاب آلود و سرعت مهیب آنان، همه چیز را در خود چنان می پیچید که فرصت نَفَس و حیات را دریغ می کند.

«امنیت» در مقابل این رخدادها، چه می کند؟

چگونه آرامش به زندگی را باز می گرداند و هراس و وحشت را خلاصی می بخشد؟

آیا «امنیت» باید تا دندان مسلح شود؟ یا به فنون زندگی سازی تجهیز گردد؟

آیا باید به دوربین ها و انواع نظارت های محسوس و نامحسوس توسل جوید؟

یا با تکیه بر فناوری ها، مانع گزند فجایع حوادث طبیعی باشد؟ و سوالات دیگر از این دست.

«امنیت» می داند که نابودی زلزله و سیل، نه تنها، ممکن نیست که صرف وقت برای این منظور، موجب می شود، فرصت را برای ساخت و پرداخت بهینه زندگی و جلوگیری از خسارات نیز از دست بدهد.

«امنیت» می داند که در مقابل زلزله و سیل، «مصونیت» چاره ساز و علاج است و مقابله و مبارزه، معنا ندارد.

«امنیت» می داند که تضمین حیات و دستیابی به آسودگی، با قوت بخشیدن به سرپناهی است که انسان در مواجهه با خطرات به آن پناه می برد.

مصونیت به استواری و پایداری جان پناهی بستگی دارد که آدمی را از گزند خطرات و هراس آنان حفظ می کند.

خلاصه کلام، «امنیت» می داند، هر چه از ضعف ها و کاستی ها کم کند و به قوت و توان سازه های زندگی بیفزاید، رهایی از خطرات تضمین بیشتری می یابد.

اما، «امنیت» در مورد دنیای انسان و زندگی انسانی چه می داند؟ و چه کرده است؟

هر چند روزی، با شنیدن اخبار مربوط به انفجارها، قتل ها، خرابی ها و مصایب از این دست، مواجه هستیم.

خبرهای تلخ و سهمگین از قربانی شدن آدمیان، آوار شدن خانه و کاشانه ها، از دست رفتن کودکان و غم های بسیار دیگر که همه آنها، حکایت از حسرت داشتن «امنیت» را روایت می کنند یا عجز انسان را در تحقق «امنیت» عیان می سازند.

آنچه در این وادی، جای تعجب دارد که امنیت در برابر این رخدادهای هولناک

به تشخیص دوست و دشمن مشغول می شود

دست به اسلحه می برد

گاردهای ویژه را افزایش می دهد

به ساز و ادوات نظامی تجهیز می گردد

هواپیماها و کشتی ها نظامی را گسیل می کند

شهرها را از پلیس و ماموران پُر می کند

و خلاصه کمر به نابودی و از بین بردن می بندد و به هر رفتار خشونت آمیزی متوسل می شود.

با این روال، دنیای انسانی به چنان بیراهه ای کشانده شده است که بحران های آن هر روز با حوادث مصیبت بار در نقاط مختلف جهان، نمایان است و نیازی به ذکر عمق فجایع و دوری انسان و زندگی انسانی از آدمیت و انسانیت نیست.

اما، دریغ و صد دریغ، «امنیت» کمی تامل کند و آنچه را در مورد زلزل و سیل می داند، دوباره مرور کند و بر خطای رفته خویش، آگاه شود، که آنچه می تواند «امنیت» آورد و آن را ضمانت کند، جبران کاستی ها و ضعف ها است.

زندگی به دیوارهای مستحکم و پایداری احتیاج دارد که از تکانه های خطرات و آسیب ها مصون بماند و این امر جز با ساخت و پرداخت دیوارهای دوستی و مودت ممکن نمی شود.

تا زمانی که امنیت بر بنیان دوست و دشمن استوار باشد، دیوارهای انسانیت سُست و شکننده هستند و با کمترین فشار فرو می ریزند.

غلبه خطرات و از پا در ماندن در مقابل آسیب ها، شاید به قدرت و قوت آنان مرتبط باشد، ولی واقعیت بزرگتری از قلم افتاده است و تزلزل و بی بنیان بودن زندگی و روابط انسان امروزی است.

بنابراین، پر و بال کشیدن در دنیای آسوده و برخوردار از امنیت، با صف آرایی ها و قدرت نمایی های نظامی ممکن نیست، بلکه بالعکس چاره در توان بخشی به روابط انسانی و قدرت بخشیدن به تعاملات خیرخواهانه است که چنان سرپناه مستحکمی بنا نماید که از عهده «حفاظت» افراد از هجوم خطرات برآید.

رهایی از ناامنی، نیازمند دستان مودت و رفاقتی است که چنان دژ محکمی بسازد که هیچ راهی برای نفوذ نماند و افراد با تکیه به آن، از هست و بود خویش اطمینان یابند.

خیرخواهی و نوع دوستی چنان جریان یابد که هر خطری را از میدان به در کند.

خلاصه «امنیت» باید به بحران پیش آورده از صف بندی انسانیت میان دوست و دشمن پایان دهد و انسانیت گری را به جای نظامی گری بنشاند و با استحکام سازه های انسانی، از خطرات و آسیب ها عبور کرده و «مصونیت» را با ساخت پیوندهای ناگسستنی میان آدمیان تضمین نماید.

منبع: نویدنیا، منیژه (1395)، امنیت دنیای انسانی؛ بیشتر از بحران، پایگاه خبری تحلیلی چیچست نیوز http://chichestnews.ir/?p=18682

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن