یادداشت

دانشگاهیان؛ امنیت سازان اجتماعی یا آسیب پذیران

جامعه بسیاری از کم و کاستی های خویش را با وجود دانشگاه و دانشگاهیان حل شده می یابد.

چرا که دانشگاه، محل آموزش نیروهای انسانی است که چند صباحی بعد سُکان امور جامعه را در عرصه های مختلف به دست می گیرند و مشکلات را حل و فصل می نمایند و از سوی دیگر بخش بزرگی از نیروهای علمی در دانشگاه ها مستقر هستند که با تولیدات علمی خویش به بسیاری از نواقص می توانند خاتمه دهند.

اساتید دانشگاهی به عنوان سرمایه علمی هر کشور به شمار می آیند که با مهارت های علمی خویش می توانند، چرخه توسعه جامعه را در حوزه های مختلف کشاورزی، صنعتی و خدماتی به جلو ببرند و روندی رو به پیشرفت و مطلوب را تضمین کنند.

در این راستا، انتظار می رود دانشگاهیان نیز دستی در تولید امنیت کشور داشته باشند و بخشی از امنیت سازان جامعه را تشکیل دهند.

انتظار می رود، نه تنها دانشگاه محیط امن و عاری از ترس و نگرانی باشد که اساتید و دست اندرکاران دانشگاهی خود نیز تجسم زنده امنیت باشند.

برخورد متقن، آرام و در عین حال اطمینان بخش آنان، هر گونه تشویش و دغدغه را از بین ببرد و جایی برای هراس و دلهره نگذارد. اما به راستی چنین است؟!

آیا دانشجویان در محیطی فارغ از اضطراب و آسیب به یادگیری مشغول هستند؟

از آن مهم تر، اساتید و نیروهای علمی فراهم آورنده امنیت هستند؟

یا خود در گردابی از رقابت های ناسالم، باند بازی ها، از میدان به در کردن ها، سرکوب ها و سلطه خواهی ها دست و پا می زنند و به جای امنیت سازی، خود آسیب پذیر شده اند؟!

استاد دلسوز علم و غمخوار دانشجو بر چه مبنای قابل تشخیص است؟

استادی که انگیزه و اشتیاق را در جان دانشجو زنده نگه می دارد،

استادی که انضباط دانشگاهی را با حل مشکلات دانشجویی در کنار هم به پیش می برد،

استادی که با صبر و شکیبایی، جوان سرکش را به درس و کلاس می کشاند،

استادی که پا به پای دردهای دانشجو قدم بر می دارد تا شاگردش از درس و دانش غافل نشود و بسیاری تعاملات دیگری از این دست. با چه ضوابطی برگزیده می شود؟

این بخش کوچکی از محیط تعاملی دانشگاه است که به حال خود رها شده است!

از این رو، تفاوت میان صواب و ناصواب گم شده می نماید.

تفاوت بین شایسته و ناشایسته آشکار نیست.

تفاوت بین صالح و ناصالح معلوم نشده است.

به همین جهت، بروز هر گونه رفتار و کرداری در دانشگاه غیرممکن نیست.

هر کس به قدر زور و قدرت خویش از آن بهره می برد و بالعکس هر کس به اندازه ناتوانی خویش در آن آسیب می بیند.

چنانکه کسانی که برای خویش دار و دسته اختیار می کنند، حتی از زیر پا گذاشتن قواعد آموزشی نیز ابایی ندارند!

چه در جایگاه استاد، چه دانشجو، چه ریاست، چه کارمندی و غیره و بالعکس کسانی که تن به بازی قدرت نمی دهند، با ناملایمت های زیادی دست به گریبان هستند!

رنج و درد، سرگردانی و پریشانی، سختی و مرارت از اینجا آغاز می شود که دانشگاه به نوعی مکان مقدس به شمار می آید که دانش دوستان و دانش آموختگان در آن گرد هم آمده اند تا هدف متعالی بشریت را که انسان سازی است، تحقق بخشند.

ولی، ضوابط و قواعد دانشگاهی چنان هستند که فضای هر گونه تعامل سالم را که شرط اول برای امنیت است، غیرممکن می گردانند.

قوانین و مقررات به آموزش، حقوق، ساعات موظف و غیره پرداخته اند و از ساز و کار «محیط تعاملی» غافل شده اند.

بنابراین، دلهره، ترس، تشویش، نگرانی، آزار، تحقیر، انزوا، قلدری از جمله آسیب های وارده بر افراد حاضر در محیط دانشگاه محسوب می شود..

وقتی در خیابان ناامنی قدم می زنیم، می دانیم که ممکن است مورد اذیت و آزار قرار گیریم، ممکن است پولمان را سرقت کنند، ممکن است مورد فحشایی قرار گیریم و ….. یعنی انتظار آسیب را داریم و برای مقابله با هر خطری آماده هستیم.

اما، در دانشگاه باید منتظر چه باشیم؟! به قصد علم آموزی و علم پروری آمده ایم، ولی فرجام آن روشن نیست!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن