مجلات

فرازی دیگر از امنیت اجتماعی زنان

چکیده:

سیطره عقلانیت دو پیامد ناگوار به همراه داشت: اولاً ابعاد گوناگون انسان چون خیرخواهی، زیباطلبی و … تحت فرمان عقل قرار گرفت و از اینرو، انسان به مانند «ابزار» تنها وجه کاربردی پیدا نمود.

ثانیاً زندگی از بنیان های گوناگون محروم شد و تنها بر یک پایه عقلانیت استوار گردید. پس، ریشه جامعه امروز سست و متزلزل است، چون استحکام جامعه با یک پایه ممکن نیست.

در این روند، امنیت و زنان نیز بی بهره نماندند.

امنیت اجتماعی با ابعاد گوناگون جامعه محور قادر است، بنیان های از دست رفته را احیا نماید و زندگی را از ابزارگرایی عقلانیت برهاند و به زنان فرصت کسب حیات انسانی بدهد.

امنیت تحت عقلانیت نظامی و سیاسی، درگیر دشمنان کشور و مخالفان دولت شد و زنان نیز به عنوان ابزارهای چندکاره در بازار زندگی مورد معامله قرار گرفتند.

مقدمه

انسان سرخوش از دستاوردهای مدرنیته چنان جذب رفاه، تکنولوژی، اینترنت، علم، رسانه و غیره شد که از بنیان و پایه پدیده ها و زندگی جمعی غافل ماند. لذا، پایه زندگی جمعی امروز چنان سست و ضعیف است که با اندک نیازی مغشوش می شود. بالندگی درختان سترگ در ریشه های پهناور آنهاست و سازه های عظیم بر پایه های مستحکم تکیه دارند.

به این ترتیب، زندگی جمعی نیز نیازمند بنیان ها، پایه ها و ریشه های توانمند است تا در برابر نیازها تاب بیاورند و حوائج را با تکیه بر عمق ریشه های خویش برآورده سازند.

در این راستا، امنیت مستثنی نیست و علیرغم هزینه های هنگفت، تجهیزات فراوان نظامی، صنایع و فناوری های دفاعی، ارتش ها و لشگریان زبده، ادوات راهبردی گوناگون و غیره با کوچکترین خطر و تحرکات بدخواهانه متزلزل می گردد و شهر و زندگی را رُعب و وحشت می گیرد.

از سوی دیگر، وضعیت زنان نیز به سرنوشتی مشابه دچار است. زنان امروز که مدیران کارآمد در سطح جهان هستند، هنوز از خشونت خانگی رنج می برند. زنانی که چرخه تولید را به دست دارند، از سرپرستی فرزند خویش محروم مانده اند. زنانی که مدال های شجاعت و پشتکار را در علم، هنر و ورزش از آن خود کرده اند، هنوز بر سایه مردان خویش در جامعه باید گام بردارند.

این تناقضات آشکار، گواه وجود آسیب ها و مصایب در وضعیت کنونی است که اهتمام همه جانبه ای را برای درمان و علاج می طلبد. وقتی زلزله مهیبی شهری را به ویرانی می کشد، نیروهای امداد برای کمک رسانی کفایت نمی کنند و تمام مردم به کمک فرا خوانده می شوند.

در عصر حاضر نیز شدت وخامت شرایط به گونه ای است که نمی توان به خدمات یک یا چند سازمان دلخوش بود، بلکه نیازمند مشارکت همه جانبه مردم است که زمینه و بستر آن با تحقق امنیت اجتماعی فراهم می شود.

امنیت اجتماعی با قبول ضرورت همه گروه ها و دسته های اجتماعی برای جامعه، و اطمینان به حفظ و حراست از آنان، به نگرانی های حاصل از تضاد منافع، اختلافات ایدئولوژیک، تفاوت باورها و آئین ها، تعارض سبک های اعتقادی، درگیری های عاطفی و غیره پایان می دهد و امکان همیاری را به طور خودکار به وجود می آورد.

از اینرو، امنیت اجتماعی را می توان یکی از راهکارهای زمان حاضر به شمار آورد که مرهم دردها و رنج هایی از جمله شرایط زنان باشد.

عصر حاضر

دنیای انسانی را می توان به دو بخش جاندار و بی جان تقسیم نمود. جامعه شناسان چنین دسته بندی را در ارتباط با ساختارهای اجتماعی به کار می گیرند. اداره، سازمان، انجمن، حزب، خانواده، مدرسه و امثالهم از دو بخش انسانی و ابزاری تشکیل شده است که تعامل میان آنان ساخت های مربوطه را سامان می دهند.

تفاوت میان این دو بخش چنان روشن و آشکار می نماید که نیازی به بیان آن نیست، ولی با کمی تأمل شاید چشم انداز دیگری از شرایط حاضر را بتوان بیان کرد.

دقت، درایت، تفکر، برنامه ریزی، برآورد، نیازسنجی، زمان بندی، تعیین بودجه، ارزیابی، بهینه سازی، بهره وری، کارآمدی و بسیاری ابعاد دیگر ساختارها به اتکای عقلانیت و خرد عقلانی صورت می گیرد.

از اینرو، بخش انسانی هر چه در به کارگیری عقلانیت ماهرانه و متبحرانه عمل نماید، یا هر چه بیشتر از عقلانیت بهره داشته باشد، ساختار با مشکلات کمتری مواجه خواهد بود. پس ساختار اولاً دارای مقررات مدون و مشخص است و ثانیاً دارای نیروهای متخصص می باشد که هر دو خصیصه بر عقلانیت استوار است.

به همین دلیل ساختارها را مجموعه های هوشمند «عقلانیت- محور» می نامند.

در درازمدت، فواید و منافع عقلانیت گرایی چنان بر ساختار چیره شد که تمام نیروهای انسانی سعی بر آن داشتند که بیشتر و بیشتر خود را به معیارهای عقلانیت مزین کنند.

این گرایش قوی به سوی عقلانیت موجب گردید، انسان وجوه دیگر خویش را تحت امر عقلانیت قرار دهد و به اعتقاد هربرت مارکوزه به «انسان تک ساحتی» تبدیل شود.

در این فرایند که وجود انسان در جهت عقلانیت به کار گرفته می شود، انسان از عشق، صمیمیت، محبت، همدلی، همدردی، همیاری دور می شد،

در واقع بُعد عاطفی، بُعد الهی، بُعد خیرخواهی، بُعد آفرینندگی، بُعد نوع دوستی، بُعد زیباطلبی خویش را از دست می داد و در نتیجه تنها دارای یک بُعد ابزارئیت می گشت.

با در چنبره قرار گرفتن ابعاد متکثر انسان توسط عقل یا به نگاهی دیگر، با هژمونی عقلانیت بر تمام وجود انسانی، افراد نیز شبیه ابزارها شدند و قوانین ابزارها بر زندگی حاکم گردید.

به این ترتیب، انسان ها خالی از احساس و بدون اشتیاق کنار یکدیگر قرار گرفتند و دوری و نزدیکی آنان چون قفل و کلید، یا دوستی و عنان آنان مانند اره و تیشه بر اساس سنخیت ابزاری آنان بود. اثرات رنج آور و پیامدهای ناگوار زندگی ابزاری از جمله مهرورزی، لطف، مهربانی به فراموشی گرایید، دوستی برای دوستی از بین رفت، خیرخواهی بی معنا شد که غارت طبیعت از تبعات آن بود، شأن با معیار دارایی سنجیده شد. احترام با سنجه قابلیت محک زده شد. اخلاق با معیار مفید بودن تعیین گشت، رفاقت با عیار سودمندی اندازه گیری شد، همه جنبه های زندگی به مانند ابزارها دارای واحد اندازه گیری و سنجه پذیر شدند و اهمیت آنان در گرو شدت و مقداری بود که از اندازه گیری به دست می آمد. به این ترتیب، انسان تبدیل به ابزار شد و زندگی به مجموع ابزارها خلاصه گردید.

از سوی دیگر، جامعه مدرن چون دستاوردهای خویش را مدیون عقلانیت ابزاری بود، پایه و اساس جامعه را بر آن بنیان نهاد. لذا، به آسانی قابل تصور است که یک پایه نمی تواند حجم زیادی را تاب آورد و برای برخورداری از شرایط استوار، لازم است از پایه های متعددی استفاده کرد. از اینرو، جامعه مدرن بسیار متزلزل و سست بنیان است و با اندک جریان ناهماهنگی به تلاطم می افتد.

زنان در عصر حاضر

در روند ابزاری شدن انسان و جامعه تک پایه امروز، «زن» کالای مناسب و در خوری در سه وجه برای مبادله گردید.

الف) با «زن» می توان زیبایی را در خانه داشت، شهوت را تجربه کرد، مهربانی را مالک بود، فرزند و وارث داشت، پرستار مادام العمر پیدا کرد، آشپز و کدبانو بدون دستمزد یافت، خندید و لحظه را خوش بود و …..

ب) «زن» به عنوان کالای پرسود نباید در خانه می ماند، برای همین راهی بازار کار شد. دستمزد پایین زنان و کارهای سخت آنان از جمله دلایل استقبال از کار زنان شد. لذا، زن ابزار مطیعی بود که کارفرمایان به شکل های گوناگون، آنان را به کار گرفتند.

ج) زیبایی و تن زن وسیله خوبی برای جلب مشتری و حوائج کارفرمایان بود و از اینرو، زنان به ابزار مناسبی برای تبلیغات و فروش تبدیل شدند. زیبایی و تن زن چنان ویژگی برجسته و قابل تاملی بود که تنها در حوزه تبلیغ گران و بنگاه های تجاری نماند و با تولید انواع لوازم آرایش، انواع لباس ها، انواع مانکن ها و هیکل ها و غیره باعث شد زنان، جلوه گری زیبا و جذاب را برای خویش ضروری و لازم بدانند. 

به این ترتیب، زن حداقل به سه پاره میان خانه، کار و جذابیت تقسیم شد. زن ابزاری چندکاره شد که باید حداقل در سه بخش نقش آفرینی می کرد.

از سوی دیگر، این نقش آفرینی سخت و دشوار بدون مردان ممکن نبود.

زنان در خانه به  شوهران یا پدران متکی بودند، در کار با تایید روسای مردشان و در جذابیت به تعداد خواهان مردی که پیدا می کردند.

هویت زنان بدون وجود مردان، قابلیت تعریف پیدا نمی کرد و آنان در واقع بخش هایی از دنیای مردان را تشکیل می دادند. القاب زنانه چون مادر، همسر، حرف گوش کن، زیبا، خوش اندام، خوشگل …. هویت انسانی زنان را نابود و استقلال دنیای زنانه را بی معنا می کرد.

به این ترتیب، زندگی ابزاری و در عین حال سیطره عقلانیت، از زنان ابزارهای مکانیکی ساخت که در وابستگی به ابزارهای پیشرو یعنی مردان قابل استفاده و مفید بودند. در نتیجه بحران هویت یا دقیق تر بی هویتی، رنج بزرگ زنان عصر حاضر است. زن کیست؟ زن چه می خواهد؟ دنیای زنانه چیست؟ سوال های بی پاسخ عصر حاضر است.

امنیت اجتماعی راهکاری برای عصر حاضر

با انسان ابزاری و زندگی مدرن تک پایه، امنیت نیز سیری همگرا را طی نموده است. امنیت نظامی و سیاسی به شناخت خطر، تهدیدات، آسیب ها از سوی دشمنان پرداخته و در صدد مقابله با آنان بر می آید. در تمام مراحل شناسایی، برآورد، مقابله و مبارزه، نابودی، ارزیابی عملکرد، پیشگیری و پیش بینی از عقلانیت و خرد عقلانی استفاده می کند.

در اینجا دنیای انسانی و تمام آنچه در زندگی وجود دارد حتی انسان ها، به دو دسته خطرآفرین- بی خطر، تهدیدآمیز- بدون تهدید تقسیم می شوند. عقلانیت با حساب و شمارشگری که در امنیت نظامی و سیاسی به اوج خود می رسد، راه هر گونه انعطاف، اغماض، گذشت، بخشش را می بندد و برای انسان ها شبیه ابزارها تعیین و تکلیف می نماید.

اختیار و انتخاب را محدود یا مسدود می نماید، به تابعان اجازه زندگی می دهد و مخالفان را نابود می کند. هر جا لازم باشد، پرهیزی از اقدامات خشونت آمیز چون جنگ، کشتار، زندان و شکنجه ندارد. لذا زندگی سرد، فاقد روح، بدون حرارت عاطفه، نبود امواج گرم الفت، عدم تمایلات احساسی و بدون نشاط نتیجه زندگی توام با امنیت می شود.

امنیت اجتماعی که در جهت رفع و تکمیل جنبه های ناقص امنیت نظامی و سیاسی مطرح شده است.

در این راستا، امنیت را بر فراز محاسبات عقلانی و مناسبات عقلانیت در نظر آورده است. «اجتماع» بر ارکان گوناگونی از جمله عقل، عشق، بخشش، گذشت و فداکاری استوار می گردد، تعلقات میان افراد که جمعی واحد به نام اجتماع را تشکیل می دهند، از سویی بر عقل تکیه می زند و از سوی دیگر ریشه در قلب و جان افراد خویش دارد.

لذا، هیچ گاه دوستان، یاران، همفکران، هم کیشان به آزار و اذیت یکدیگر رضا نمی دهند، هیچ وقت برای همدیگر موجب خطر و صدمه ای نیستند. چون آنان به یکدیگر علاقه دارند و نسبت به هم مهربان و با محبت هستند، از خطاهای یکدیگر با اغماض می گذرند و از کینه و دشمنی پرهیز دارند.

از اینرو، امنیت اجتماعی سعی دارد رهایی از خطر و تهدیدات را با توسل به الفت و رفاقتی که میان افراد وجود دارد، فراهم نماید. امنیت اجتماعی با تکیه به محبت، ستایش، تحسین، تایید، پذیرش، نه تنها مانع از خطرآفرینی افراد نسبت به یکدیگر می شود که از آنان برای یاری و کمک به یکدیگر نیز استفاده می نماید. فضا و محیط امن را برساخته از عقل، عشق، گذشت و … فراهم می نماید و از تبدیل زندگی به ابزاری شدن یا قفس آهنین ماکس وبر مانع می شود.

امنیت اجتماعی با تکیه بر بُعد غیر عقلانی چون خیرخواهی و زیبایی طلبی باعث می شود، امنیت به خدمت مردم در آید و توسط مردم برقرار گردد. در واقع، امنیت اجتماعی دو هدف را هم زمان دنبال می کند، اولاً فرصت بازآفرینی و بازسازی ابعاد از دست رفته انسان امروزی و زندگی اجتماعی را فراهم می کند و ثانیاً چون فداکاری و عشق مانع از نفرت، کینه و دشمنی می شود، به ناامنی های منتج از آن چون آزار، اذیت و صدمه پایان می دهد.

امنیت عاطفی، امنیت قضایی، امنیت فکری، امنیت تعاملی از جمله ابعاد امنیت اجتماعی هستند که مستقیماً در راستای احیای ابعاد از دست رفته مطرح شده اند و گروه هایی چون هنرورزان، مبتکران، خیرین، کمک رسانان، دوستداران محیط زیست، حامیان حیوانات، طرفداران حیات وحش نیز در جهت تمرین مهرورزی از جمله مرجع امنیت اجتماعی به شمار می آیند. 

امنیت اجتماعی زنان

 زنان بی پناه از هجوم عقلانیت، خود را تنها و سرگردان در دنیای مردانه می یابند. چه شرایطی می تواند به این اوضاع پایان دهد و فرصت اندیشه و بازنگری را فراهم نماید. امنیت اجتماعی با تکیه بر ابعاد زندگی جمعی باعث می شود، ابزارئیت زنان به چالش کشیده شود و شک و تردید در اتکا به حساب و شمارشگری عقلانیت پدیدار گردد.

امنیت اجتماعی برای زنان حداقل پنج کارکرد را به عهده می گیرد تا بتواند به هویت از دست رفته زنان سر و سامانی دهد و زندگی انسانی را به آنان برگرداند.

1) امنیت حقوقی: پناهی برای آنان در نظر می آورد تا از هراس ستم کاران و ظالمان رهایی یابند.

2) امنیت بهداشتی: نواقص و ضعف های آنان را بررسی و مورد درمان و معالجه قرار می دهد.

3) امنیت حرفه ای: مهارت و توانمندی لازم را برای به دست گرفتن زندگی مهیا می نماید.

4) امنیت تعاملی: امکان تعامل و ارتباط را برای پیشرفت و کمال انسانی فراهم می کند.

5) امنیت عاطفی: چاره جویی برای آسیب های ناشی از فقدان مهر و محبت، توجه و خیرخواهی را دنبال می کند.

برخورداری از این ابعاد امنیت، زنان را قادر می سازد در شرایط رها از آزار و اذیت، فارغ از ترس و نگرانی در کنار یکدیگر قرار گیرند و فرصت بازاندیشی و بازنگری را داشته باشند و بتوانند هویت خویش را یافته و زندگی را مطابق خواست و نیازهای واقعی خود سامان دهند.

چنان که ملاحظه می گردد، این ابعاد می تواند برای گروه ها و اجتماعات دیگر نیز راهگشا باشد و شرایط همزیستی مسالمت آمیز را فراهم نماید. از اینرو، امنیت اجتماعی بر خلاف امنیت ملی مختص هیچ کشور یا ملیت خاصی نیست و وظیفه تحقق امنیت را برای تمام گروه های اجتماعی به عهده دارد.

از سوی دیگر، تحقق این ابعاد مستلزم کار همه جانبه تمام سازمان های جامعه است و به سازمان یا متولی خاصی محدود نمی شود. لذا، چنان که گفته شد، امنیت اجتماعی چیزی جزء دستاورد تمام گروه های اجتماعی نیست.

کلام پایانی

جامعه نیازمند پایه های مختلفی است که بتواند شرایط استوار را با تکیه بر آن ها فراهم نماید. اما، انسان امروز هویت خویش و زندگی را تنها بر عقلانیت استوار نموده است و تنها به یک پایه بسنده کرده است که عامل اصلی ناپایداری شرایط جامعه امروز و ابزاری شدن انسان است.

در این روند، امنیت به ورطه نظامی گری و سیاسی بازی ناشی از عقلانیت افتاد و هویت زنان نیز در تضاد و تعارض میان جذابیت، خانه و کار از دست رفت و هستی زن با حسابگری عقلانیت، به دست مردان افتاد و از گردونه زندگی خارج شد.

امنیت اجتماعی با تضمین زندگی در ابعاد عاطفی، حقوقی و غیره سعی دارد، امنیت را بر بنیان ابعاد گوناگون زندگی از جمله عشق ورزی، خیرخواهی و زیبایی طلبی استوار گرداند و به این ترتیب، شرایط را برای بازنگری و بازاندیشی گروه های مختلف اجتماع از جمله زنان، فارغ از ترس و تشویش مهیا نمایید.

منبع: نویدنیا، منیژه (1394)، فرازی دیگر از امنیت اجتماعی زنان، تهران: پیام ابراهیم، سال دوم، شماره دهم، مرداد و شهریور 94، ص 68 – 66.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن