یادداشت

قطعه افتادۀ امنیت

ای کاش می شد، نترسید و فریاد زد.

ای کاش می شد، ظلم را کنار زد.

ای کاش می شد، راستی مکافات نداشت. و هزاران ای کاش دیگر.

اگر امنیت، رها شدن از شرایطی بود که تحت فشار و اجبار هستید.

اگر امنیت، رها شدن از دست کسانی بود که موجب رنج و آسیب هستند و …..

زندگی پر نبود از «ای کاش».

زندگی پر نبود از نتوانستن.

اگر، امنیت ضامن «رهایی» از خطر یا «آزادی» از ترس و هراس بود.

چرا «رهایی» از امنیت جدا افتاد؟

چرا امنیت از «آزادی» غافل شد؟

رهایی کجا بود که امنیت از او جلو افتاد؟ امنیت به چه مشغول شد که از آزادی واماند؟

جامعه مدرن که پیشرفت را مدیون ناهمگرایی و تفکیک کارکردی نهادها بود.

خرسند از جداسازی نهاد خانواده از آموزش

جداسازی نهاد دین از خانواده

سیاست از اقتصاد

اقتصاد از آموزش.

خرسند از جداسازی خانواده گسترده به هسته ای و خانواده هسته ای به تک والدی.

خرسند از انشقاق میان حقوق کار از حقوق شهروندی، حقوق مدنی از جزایی، حقوق کیفری از فقهی.

خرسند از جدایی طبقه مرفه از فقیر، قشر تحصیلکرده از بی سواد، متخصص از غیرحرفه ای و به همین منوال.

جدایی زن از مرد، کودک از بزرگسال، پیر از جوان، قومیت از اقلیت، اکثریت از قومیت، بلند از کوتاه، سفید از سیاه و ….. این خرسندی و رضایت به حق و شایسته بود. چون بالا رفتن کارآیی، افزایش بازده و سود، کاهش هزینه ها، دستیابی به رفاه، بهزیستی، بهداشت، امکانات زندگی را دنیای مدرن، مدیون تفکیک کارکردی و جداسازی بود.

از اینرو، تفکیک و تمایز هر روز بیشتر از روز گذشته جریان می گرفت.

علم که روزی در فلسفه خلاصه می شد، اینک هر رشته علمی خود به چندین رشته تخصصی کلان انشقاق یافته است، به طوری که هیچ یک از متخصصان را یارای دخالت در حوزه دیگری نیست.

 کار و شغل که به کشاورزی، صنعت و تجارت ختم می شد، اینک آنچنان دامنه عریض و طویلی یافته است و گونه های متعدد پیدا کرده است که شاغلین، هیچ یک نمی توانند وارد حوزه کاری دیگری شوند.

تفکیک زایی آن چنان در اعماق زندگی امروز رسوخ کرده است که به سختی می توان کسی را مشابه خود یافت.

حتی کودکان یک خانواده که در زیر یک سقف بزرگ می شوند، دیگر به هم نزدیک نیستند و حتی از شباهت فیزیکی اشان نیز با جراحی های زیبایی و پرورش اندام  چیزی باقی نمانده است. 

جامعه مدرن، سرخوش از بهبود زندگی و رفاه شرایط زیست، متوجه پیامدها و عواقب تفکیک زایی و جداسازی نشد و هنوز هم متوجه پیامدهای شوم آن نیست.

جامعه چند پاره به هیچ چیز امان نداده است و هر چه بر سر راهش قرار گرفته به چند بخش و چند کارکرد تقسیم کرده است.

این روال تفکیک زایی، شامل امنیت نیز شد.

امنیت اقتصادی، امنیت فرهنگی، امنیت روانی، امنیت اجتماعی، امنیت غذایی، امنیت بهداشتی، امنیت هویت، امنیت جنسی و الی ماشاءالله.

این تفکیک زایی همچنان ادامه یافت و عناصر تشکیل دهنده امنیت را نیز در برگرفت.

خطر از هراس جدا شد، آسیب از تهدید، نگرانی از ترس و به همین ترتیب شناسایی خطر از مدیریت خطر، پیشگیری از خطر از مقابله با خطر و در همین روال «رهایی» و «آزادی» نیز جدا شدند و هر یک جریان جدایی پیدا کرده اند.

چنان که امروزه وقتی کسی از رهایی صحبت می کند آن را تکه ای از امنیت نمی داند یا آزادی خواهان نوای امنیت خواهی در سر ندارند.

هر یک راهی جدا در پیش می گیرند و تعدادی را به دنبال خود می کشانند.

بدون آن که در نظر آورند همه آنان خواهان شرایط یکسانی هستند که زبان های مختلف یافته است.

 با جدایی «رهایی» و «آزادی» از امنیت، خطرات و تهدیدات موجب صورت بندی دستورات و اقدامات امنیت شده است.

قلمرو جغرافیایی و مرزها رسمیت گرفت و افراد در زندان بزرگی به نام کشور تحت کنترل و نظارت در آمدن.

ورود و خروج به کشورها تدابیر خاص پیدا کرد.

دشمن و دوست تعیین شد و فاصله اجتماعی ملاک قرار گرفت.

بودجه های کلان برای صنعت نظامی تصویب شد.

جوانان را به سربازی خواندند و خاک از جان انسان ارزش بیشتری پیدا نمود.

جنگ، اقدام امنیتی دانسته شد و نابودی و کشتار مشروعیت پیدا کرد و …..

در حقیقت دنیای مدرن، امنیت تک کارکردی آفرید و امنیت را در «مقابله با خطر» خلاصه کرد.

از همین روست که وقتی تدابیر امنیتی زیاد می شود، وقتی عملیات امنیت شدت می گیرد، چون تنها تقابل با تهدیدات و کنترل خطرات انجام می گیرد، انسان ها به اسارت کشیده می شوند.

در حالی که امنیت، با خطرات رو در رو می شود، به کنترل خطرات می پردازد، خطرات را از پای در می آورد که «رهایی» و «آزادی» را به انسان هدیه کند.

باید به خاطر داشت، تفاوت اساسی میان زندگی با زندان، میان انسان با برده در کم و زیاد خطرات نیست، بلکه در میزان رهایی یا همان امنیت آنان است.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن