روزنامه

امنیت؛ خشونت و کنترل

خشونت یکی از مشکلات و مسائلی است که جوامع با آن درگیر هستند.

خشونت از جنگ آغاز می شود و تا اخم مادری به فرزندش را شامل می شود.

بنابر این، خشونت دامنه رفتاری وسیعی را در بر می گیرد.

امروزه خشونت را به ابعاد زندگی جمعی نیز تسری داده اند و از خشونت اقتصادی، جنسی و غیره سخن گفته شده است.

خشونت با توسعه یافتگی رابطه مستقیم دارد، به این معنا که با افزایش درجه توسعه یافتگی، از میزان خشونت کاسته می شود.

در واقع، توسعه یافتگی چون ضامن قانونمندی و ضمانت اجرای قواعد اجتماعی است، میزان ناکامی و شکست کاهش پیدا می کند و در نتیجه بروز رفتارهای خشونت آمیز کم می شود.

البته اعتقاد برخی جامعه شناسان چون میشل فوکو یا پیر بوردیو آن است که در جوامع توسعه یافته خشونت از شکل عریان و آشکار به صور پنهان و نمادی جلوه می نماید.

علی ایحال با رشد جوامع بشری، خشونت فیزیکی و کلامی از روابط اجتماعی رخت برمی بندد.

 از سوی دیگر، امنیت نیز در جوامع توسعه یافته دارای سطح قابل قبولی است.

بسیاری از ترس ها و واهمه ها در زندگی اجتماعی از بین رفته است و چهره شاد، آرام و زیبای زندگی جریان پیدا کرده است.

آیا می توان نتیجه گرفت یکی دیگر از دلایل کاهش خشونت، وجود امنیت است؟

آیا امنیت مانع بروز رفتارهای خشونت آمیز می شود؟

همزمان با این سوالات، رفتارهای پلیس و برخورد آنان با شهروندان در جلوی چششم می آید.

اقدامات ارتش و عملیات جنگی آنان در خاطرم زنده شد.

واقعاً آنچه در میدان جنگ می گذرد

آنچه در بازداشت گاه ها انجام می گیرد

آنچه در برخورد با مجرم عمل می شود

و بسیاری نمونه های دیگر، مگر خشونت نیستند؟

جریمه، بازداشت، توبیخ و تمام آنچه در لوای مجازات اجرا می شود، مگر خشونت نیستند؟

چرا امنیت که تسلی آرامش و تامین زندگی بدون ترس و هراس است، به خشونت متوسل می شود؟

مجازات مگر همان خشونت نیست؟

چرا امنیت از مجازات استفاده می کند؟

واقعیت آن است که امنیت نیز به مانند هر نیاز دیگر به وسایل، ابزارها، شیوه ها و تدابیری احتیاج دارد.

در واقع، هدف و وسیله دو جزء جدایی ناپذیری از یکدیگر هستند که افراد برای دستیابی به خواسته ها و نیازهای خویش گریزی از آن ندارند.

بر این اساس می توان نتیجه گرفت:

توسل به خشونت از دو عامل «هدف» یا «وسیله» ناشی می شود.

با فرض این که نگرش به امنیت یکسان است (در این مجال فرصت طرح دیدگاه های متفاوت در خصوص اهداف امنیت نیست) و تمام اقدامات امنیت در جهت تامین «زندگی بدون ترس و هراس» باشد.

یعنی «هدف امنیت» ساخت و پرداخت زندگی آسوده از خطرات و آسیب ها باشد.

پس باید خشونت ورزی را در به کارگیری ابزارهای زور و قدرت جستجو کرد.

نظرات انتقادی جدی بر استفاده از ابزارهای قدرت، تجهیزات پلیسی و تسلیحات نظامی وجود دارد و تدابیری چون خلع سلاح، منع استفاده از سلاح های هسته ای و شیمیایی به دنبال این انتقادات در نظر گرفته شده است.

اما واقعیت گمشده دیگری که در مجادله ناسازگاری میان هدف امنیت و ابزارهای قدرت وجود دارد، موضوع حائز اهمیت «کنترل و نظارت» است.

در واقع، آنچه رسیدن به هدف را به اتکای وسایل دستیابی به هدف، ممکن و حتمی می گرداند، پروسه کنترل و نظارت است.

نظارت و کنترل در تمام مراحل و فراز و نشیب های پیمودن مسیر تا رسیدن به هدف می تواند میزان موفقیت، میزان خطا، شدت تلاش، کم و کاستی تطابق، تفریط و زیاده خواهی، فعالیت موثر، عملیات بهینه و غیره را برآورد کند.

به این ترتیب، رابطه هدف و وسایل بی واسطه و مستقیم نیست، بلکه میان آنان فاز مهم کنترل و نظارت قرار دارد.

بدیهی بودن کنترل و نظارت از سویی، و جاری بودن و اجرای خود به خودی آن در زندگی عادی از سوی دیگر، باعث شده است که به آن توجه لازم نشود.

کودک توسط والدین کنترل می شود، سلامتی از سوی پزشک، آموزش با کمک معلمان و آزمون، کار توسط کارفرما و به همین منوال.

اما امنیت فاقد کنترل و نظارت است.

امنیت چنان سرگرم کنترل و نظارت دیگران و زندگی جمعی شده است که فراموش کرده باید ارزیابی از عملکرد و برآوردی از اقدامات خویش داشته باشد.

کنترل محسوس و نامحسوس، مستقیم و غیرمستقیم، رسمی و غیررسمی، نظارت در حوزه عمومی و خصوصی، مرزها، ساختمان ها و …. توسط امنیت انجام می گیرد.

امنیت اجازه ورود به هر محله و مکانی را دارد.

امنیت اجازه پرسش و هر نوع کند و کاوی را دارد.

امنیت به همه جا سرک می کشد.

از هر کس پاسخ می خواهد و ….

اما امنیت خود از هر گونه نظارت شدن و کنترل بودن، سرباز می زند!

در حالی که به دو دلیل مهم امنیت، نیازمند کنترل است.

اول آن که امنیت با قدرت هم نشین است و قدرت بدون کنترل موجب فساد و تباهی است.

دوم آن که امنیت چون می خواهد زندگی پیراسته و آراسته ای را ساخت و پرداخت کند، باید ابتدا خود از هر گونه معضل، اشتباه و قصور مبرا باشد.

صرفنظر از این که امنیت بدون کنترل، نمی تواند برآوردی دقیق از رسیدن به هدف با توسل به وسایل داشته باشد.

شاید همین امور هم باعث شده است که در بسیاری موارد، نیروهای امنیت به جای آن که اطمینان به زندگی را ایجاد کنند، خود به عامل نگرانی برای شهروندان تبدیل می شوند.  

منبع: نویدنیا، منیژه (1392)، امنیت؛ خشونت و کنترل، روزنامه آفتاب یزد، یازدهم اسفندماه، صفحه یازده.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن