یادداشت

امنیت اجتماعی و قانون

به کرات شنیده ایم که نظم و امنیت لازم و ملزوم یکدیگرند.

نظم شرط لازم و ضروری برای امنیت است و به همین دلیل نیز بخش عمده ای از برنامه های امنیت معطوف به برقراری نظم در جامعه است.

در این راستا، به خصوص تاکید بر نظم قانونی، تبعیت و رعایت آن است.

قانون نه تنها جزیی جدانشدنی از امنیت به حساب می آید، که تمام اقدامات امنیت به استناد قانون توجیه و اجرا می شود.

هم نشینی و همگونی میان قانون (به تعبیر دیگر، نظم کشوری) و امنیت چنان جاافتاده و قطعی می نماید که بسیاری از صاحبنظران را اعتقاد بر آن است که اگر قانون اجرا شود، امنیت تحقق یافته است.

از سوی دیگر، چون امنیت نیازی حیاتی است، مردم به فکر چرایی، چند و چون آن نیستند و حاضرند امنیت را به هر قیمت داشته باشند.

به همین جهت، مخاطبان امنیت را گرایشی به کنکاش در کم و کیف قانون نیست.

آنان تنها در پی برقراری امنیت در سایه قانون هستند.

اما واقعاً نظم در هیأت قانون، امنیت را برای مردم به همراه می آورد؟

یا سوالی فراتر، آیا امنیت را به نظم احتیاج است؟یا بالعکس تولد همزمان نظم و امنیت در دولت های مدرن به ایجاد چنین گمانه ای انجامیده است؟

امنیت کشور یا امنیت شهر که امنیت ملی و امنیت عمومی خوانده می شود، چنان در تار و پود قانون پیچیده اند، که به آسانی امکان بررسی آن نیست، اما امنیت اجتماعی به دلیل نوپایی، این امکان را دارد که رگه های واقعیت را نمایان کند.

امنیت اجتماعی عبارت است از: اطمینان و قطعیت به آسودگی و آسایش زندگی در اجتماعات.

مادر، فرزند گریان خویش را به آغوش می کشد

پدر دست جوان خویش را در وقت شکست محکم می فشارد

معلم که با درد شاگردش رنجور می شود

همسایه ای که مشکل همسایه اش را با بردن شیرینی و دادن نشاط تخفیف می دهد

دوستی که موفقیت دوستش را جشن می گیرد

عابری که با شنیدن فریاد کمک خواهی، به یاری می آید و نمونه های بسیار فراوان دیگر که در زندگی رُخ می دهند.

چنان که ملاحظه می گردد، هیچکدام بر قانون کشوری استوار نشده اند و هیچ کدام پشتوانه پاداش یا مجازات قانونی ندارند.

اما هر کدام بخشی از آسودگی را برای زندگی در جمع مهیا می نمایند، یا به بیان دیگر امنیت اجتماعی را در خانواده، محل کار، مدرسه، محل سکونت و غیره تحقق می بخشند.

این رفتارها، زیاد و به کرات در روز صورت می گیرند، تنها و تنها به حکم آدمیت

به حکم انسانیت

به حکم خیرخواهی

به حکم نوع دوستی

به حکم ربانیت

به حکم زیبایی خواهی

به حکم عواطف پاک و خیلی حکم های دیگر در زندگی آدمیان.

بنابراین، با فرض این که قوانین در عرصه حقوق سیاسی، اقتصادی، مدنی و غیره نواقص و ایرادات فاحشی نداشته باشند، نمی توانند، در زمان احتیاج، به فریاد رسیدن را به ما فرمان دهند؟

به وقت مهرورزی داشتن؟

در وقت غم، به همدردی آمدن؟

در وقت شادی، شادی آفریدن؟

در زمان کمک، یاری دادن؟

در حالی که امنیت واقعی (یعنی رهایی از نگرانی و تشویش) با همین قوانین نانوشته تحقق می گیرد.

تضمین زندگی با همین رفتارها فراهم می شود.

ضمانت حیات در سایه همین هنجارهای انسانی برقرار می ماند.

لذا، امنیت اجتماعی را می توان حجت بر این مدعا دانست که بنیان امنیت در گرو آداب و قواعد نانوشته است.

شاید بتوان چنین نتیجه گرفت که هم نشینی نظم و امنیت از ماهیت مشترک آنان ناشی نمی شود، بلکه از نیاز حکومت ها به هر دوی آنان ریشه می گیرد.

حکومت ها مردمی تابع و فرمانبر می خواهند تا فرمان های کشوری اجرا و امور جامعه سامان داشته باشد.

همچنین، چون حکومت ها متولی برقراری امنیت شده اند و ابزارهای زور و قدرت را به طور مشروع در دست دارند، لذا، نظم و امنیت در کنار هم آمده اند، چون یکی را بدون دیگری دولت ها برنمی تابند.

چه بسا، به همین دلیل انسان امروز از تحقق امنیت عاجز مانده است، چون هر چه به ساز و برگ قوانین اضافه می شود، غفلت از سرمایه گذاری و پرورش قواعد نانوشته زندگی شدت می گیرد.

منبع: نویدنیا، منیژه (1394)، امنیت اجتماعی و قانون، پایگاه خبری تحلیلی پیغام بوشهر، پنجم مهرماه http://peigham.ir/news-47855-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%88-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن