روزنامه

امنیت خانواده

مقاله حاضر، امنیت اجتماعی خانواده را به منظور حفظ سرپناه و تکیه گاه برای افراد خانواده مورد تاکید قرار داده و به استناد سه محور امنیت یعنی، اطمینان، آسودگی، و دوری از خطر، در صدد بررسی وضعیت خانواده های ایرانی برآمده است.

شاخص هایی از آمار، حکایت از کاستی ها و کمبودهای زیادی برای تحقق امنیت خانواده در هر سه محور دارند.

این زنگ خطری جدی است.

چرا که وقتی خانواده از حفظ خویش وامانده است، چگونه می توان اساس و بنیان جامعه را بر آن استوار گردانید.

مقدمه

خانواده، نهاد بنیادی و اساسی هر جامعه را تشکیل می دهد. نیازی به بیان اهمیت و نقش و جایگاه خانواده نیست.

چرا که نقش آفرینی و اثرگذاری آن آشکار و مسلم است.

چنان که همگان را اعتقاد بر آن است که جامعه سالم بر اساس خانواده سالم استوار می گردد و جامعه امن نیز با تکیه بر خانواده امن ممکن خواهد بود.

حال از آنجا که امنیت به هر جا پا می گذارد، انتظار پلیس و کلانتری، جریمه و دستگیری و از این قبیل اقدامات می رود.

بحث جرم، جنایت، مجرم، دادگاه به میان می آید.

سارق، دزد، نوع سرقت، میزان خسارت مطرح است.

نظارت مستقیم، نصب دوربین ها برای کنترل، پایش فراگیر در فضاهای عمومی انجام می شود و قس علیهذا.

آیا امنیت خانواده نیز حول همین مسائل است یا فضای جدیدی را باید ساخت.

اگر امنیت خانواده در حوزه امنیت شهروندی (یا همان امنیت عمومی) مورد نظر باشد. مانند سرقت از منزل یا دزدیده شدن کودکی، بدیهی است که امنیت خانواده با همین اقدامات رایج پیگیری خواهد شد.

ولی به طور معمول، وقتی سخن از امنیت خانواده به میان می آید، امنیت در حوزه امنیت اجتماعی مورد توجه و تاکید است.

به این معنا که «جمع بودن» «کنار هم بودن»  «در لحظه هم حضور داشتن» «با هم بودن» و از آن مهم تر «هوای هم را داشتن» خانواده مد نظر است.

محافظت از کانون گرم، صمیمی و راحت خانواده است که موجب علاج دلهره و نگرانی های افراد از مشکلات و نابسامانی ها می شود.

مراقبت از روابط عاشقانه مهرورزانه ای است که تکیه گاه افراد را می سازد.

حفظ تعهدات و تعلقاتی است که اعضای خانواده را به پشتیبانی و حمایت از یکدیگر وا می دارد.

به این ترتیب، می توان نتیجه گرفت، شیرازه و تار و پود خانواده در گرو امنیت اجتماعی است.

امنیت اجتماعی خانواده از این منظر به خطرات و آسیب هایی معطوف است که تعاملات و مناسبات میان اعضای خانواده را نشانه می گیرد و موجب تزلزل در همسازی و همگرایی افراد می شود.

به طوری که خانواده جایگاه خویش را به عنوان تکیه گاه و لنگرگاه برای اعضا از دست می دهد.

در واقع، امنیت اجتماعی خانواده یعنی مقابله با خطرات و تهدیداتی که مانع از همراهی و همیاری می شود و اعضای خانواده خود را در فضای جامعه رها شده و تنها می یابند.

امنیت اجتماعی خانواده را می توان اطمینان و قطعیت در دوری از صدمات و آسیب هایی دانست که در روابط ناب مهرورزی، عطوفت و دلسوزی اخلال ایجاد می کنند، یا اطمینان از حفظ کانون خانواده به عنوان سرپناه و پناهگاه برای افراد در نظر گرفت.

به بیان دیگر امنیت خانواده، پاسداری و حراست از تعلقات و پیوندهایی است که آسودگی و آرامش خاطر آن را تضمین و تامین می نماید.

ناگفته پیداست که امنیت اجتماعی خانواده با ساز و کارهای پلیسی – کنترلی تحقق نمی گیرد و برخورداری خانواده از امنیت، نیازمند ساز و کارهای نظام اجتماعی در مفهوم پارسنزی (1) است.

یعنی وجود ترکیبی از کارکردهای خرده سیستم های مختلف زیستی، اقتصادی و غیره برای نیل به آن لازم است.

البته این ساز و کار چندبخشی، در مورد اشکال دیگر امنیت اجتماعی چون امنیت احزاب، اقلیت ها و زنان نیز صادق است.

یکی از ایرادات اصلی به متولیان امنیت نیز همین بی توجهی به چند جانبه بودن و چند لایه بودن امنیت است.

علی ایجال برای درک ساز و کار امنیت، ضرورتی به غور و بررسی مختصات امنیت اجتماعی نیست و به استناد تعریف لغوی واژه امنیت نیز می توان چشم اندازی از امنیت خانواده را به دست داد.

امنیت را مترادف «اطمینان» یا «آسودگی» یا مترادف «رهایی از خطر» در نظر آورده اند.

پس امنیت خانواده با برخورداری از اطمینان، آسودگی و رهایی از خطر، تحقق می گیرد.

لذا سه سوال پیش روی ماست.

خانواده از چه چیزی باید اطمینان یابد؟

خانواده چطور به آسودگی می رسد؟

خانواده از چه خطراتی باید خلاصی پیدا کند؟

جالب توجه است که پاسخ به این سه سوال، نه تنها در مورد خانواده بلکه در مورد سایر مراجع امنیت (شهروند، ملت و غیره) نیز می تواند بخش اساسی از کم و کیف برخورداری از امنیت را آشکار نماید.

خانواده از چه چیزی باید اطمینان یابد؟

قطعاً چون شرط لازم زندگی و تداوم آن، تامین نیازهای اولیه می باشد. پس، خانواده باید از تامین نیازهای اولیه خویش اطمینان پیدا کند که شرط ضروری امنیت نیز خوانده شده است.

سوالاتی که اینجا مطرح است این است که:

خانواده از عهده هزینه مسکن بر می آید؟

قادر به تهیه مایحتاج روزانه غذا و پوشاک خود می باشد؟

به بهداشت و درمان در وقت بیماری ها و ناتوانی دسترسی دارد؟

تحصیل و آموزش فرزندان فراهم است؟

شغل و اشتغالی وجود دارد که زندگی قائم به آن استوار بماند؟

به نیازهای جنسی به موقع و به جا پاسخ داده می شود؟

خانواده از عهده ازدواج جوانان بر می آید؟ و موضوعات دیگری از این قبیل.

بررسی آمارها و به خصوص مقایسه آماری، یکی از شیوه های متداول برای درک چنین مقولاتی است.

ولی در این مجال کوتاه، تنها به نمونه هایی اشاره می رود.

میزان بیکاری در ایران، نزدیک به یک چهارم است. حدود 70 درصد جمعیت ایران زیر 35 سال سن دارند. مرکز آمار ایران میزان بیکار جوانان را 8/21 درصد اعلام کرده که تقریبا دو برابر نرخ متوسط بیکاری در جهان است. نرخ بیکاری در استان های مختلف ایران متفاوت است.

اما اغلب نرخ بیکاری در استان های مرزنشین از دیگر نقاط ایران بالاتر است (2).

از سوی دیگر، در خصوص خط فقر در ایران، آمارهای رسمی کشور نشان می دهد در سال 93 و در تهران برای یک خانواده پنج نفری، ماهانه دو میلیون و پانصد هزار تومان و در کمترین مقدار برای یک خانواده پنج نفری در یک روستا، حدود یک میلیون تومان است.

برآورد شده است که بر مبنای اطلاعات جمعیتی سال 91 حدود 40 درصد از جمعیت ایران زیر خط فقر قرار داشته اند (3).

به استناد این دو فقره آماری، می توان دریافت شرایط تامین نیازهای اولیه خانواده مهیا نیست و شاخص «اطمینان» در وضعیت مطلوب قرار ندارد.

خانواده چطور به آسودگی می رسد؟

آیا خانواده درگیر مشاجرات و مناقشات مالی، اعتقادی، تربیتی، عاطفی، جنسی، سیاسی است؟

روابط گرم خانواده را مناقشات مالی به سردی کشانده است؟

روابط دوستانه و مهربان اعضای خانواده به دلیل باورها و اعتقادات متفاوت و متناقض خالی از لطف و محبت است؟

تفاوت تربیتی نسل والدین و فرزندان، گفتگو و گپ میان آنان را از رونق انداخته است؟

عواطف، احساسات، هیجانات، شور و اشتیاق مشترک بین افراد وجود دارد؟

تمایز جنسی و تعصبات جنسی، موجب تفرقه و جدایی شده است؟ و مواردی مشابه.

اگر چنین رخدادهایی در خانواده وجود نداشته باشد، می توان نتیجه گرفت خانواده از آسودگی برخوردار است، ولی میزان دعواهای خانوادگی به عنوان یکی از شاخص ها، از نبود آسودگی خبر می دهند.

به گزارش بازرگان نیوز، بر اساس آمار موجود، در سال گذشته 550 هزار دعوا بین ایرانیان صورت گرفته است که این آمار نسبت به سال گذشته 20 درصد افزایش دارد.

همچنین نیروی انتظامی اعلام کرده است که 30 درصد قتل های صورت گرفته در سال گذشته قتل های خانوادگی است.

همچنین با مراجعه 104 هزار نفر به پزشکی قانونی، 104 هزار پرونده نیز در مراجع قضایی تشکیل شده و بیش از 200 هزار نفر تنها در دو ماه، درگیر کلانتری و دادسرا و دادگاه شده اند (4).

خانواده از چه خطرات و آسیب هایی باید خلاصی پیدا کند؟

خطرات را می توان به سه دسته تقسیم کرد.

«خطرات عینی» چون اعتیاد، خشونت، قلدری، بی کفایتی سرپرست، خودکشی، فرار، طلاق عاطفی.

«خطرات اخلاقی» مثل خوشگذرانی افراطی، بی مسئولیتی، خودبینی و خودپرستی، خیانت، زیرپا زدن به وفاداری و گذشت، صبور نبودن، تحمل نکردن، ایمان نداشتن.

«خطرات پنهان» مانند انزوا و انفعال، ترس، واهمه های کاذب، افسردگی، ناامیدی، یاس، بی حوصلگی، هدف نداشتن، بدون الگو و بی برنامگی، بی ارزشی زندگی را می توان نام برد.

ملاحظه می گردد خطرات یاد شده به تنهایی عرصه بزرگ و کلانی را به خود اختصاص می دهند که رهایی از هر یک از آنان، نیازمند تمهیدات و برنامه های دراز مدت می باشد.

علی ایحال برای درک میزان رهایی یا درگیری خانواده های ایرانی در این مجال به ذکر آمار خودکشی و اعتیاد بسنده می شود.

 آمارها نشان می دهد در نه ماه ابتدایی سال 92 روزی بیش از 11 نفر در کشور مرگ مشکوم به خودکشی داشته اند.

بر اساس آمار اعلام شده از سوی سازمان پزشکی قانونی کشور در 9 ماهه سال گذشته سه هزار و 125 نفر خودکشی کرده اند.

از میان این افراد 871 نفر زن و دو هزار و 143 نفر مرد بوده اند.

بر همین اساس در مدت مشابه سال 91 نیز دو هزار و 740 نفر به علت آنچه پزشکی قانونی آن را خودکشی تشخیص داده بود، جان خود را از دست داده اند.

در سال 91 از کل مرگ های مشکوک به خودکشی در کشور، بیشترین موارد خودکشی در گروه سنی 18 تا 24 سال ثبت شده است که 2/28 درصد از کل موارد خودکشی این سال ها را در بر می گیرند و پس از آن گروه سنی 30 تا 39 سال با 2/22 درصد، 25 تا 29 سال با 6/17 درصد، بالای 50 سال با 9/12 درصد، 40 تا 49 سال با 1/11 درصد و زیر 18 سال با 9/7 درصد به ترتیب بیشترین موارد خودکشی را به خود اختصاص داده اند.

هر چند ایران در بین کشورهای دنیا در زمینه خودکشی توسط برخی از ارائه دهندگان آمار رتبه 48 و برخی دیگر رتبه 58 را دارد.

اما در عین حال، نمی توان از این آمار بالای خودکشی در کشور گذشت (5).

اما آماری نیز در خصوص اعتیاد، به نقل از وزیر کشور، یک میلیون و 300 هزار معتاد در کشور وجود دارد که 63 درصد آن ها متاهل هستند و 53 درصد طلاق ها در خانواده این معتادان رخ می دهد.

اما، تا به حال محاسبه نشده است که چند خانواده و چند کودک درگیر مساله اعتیاد والدینشان هستند؟ (6)

همچنین با استناد به آمار سازمان ملل متحد حدود 2.2 درصد از جمعیت بزرگسال ایران به دام اعتیاد افتاده اند که بیشترین میزان در کل جهان محسوب می شود (7).

بر اساس این داده ها می توان نتیجه گرفت خانواده های ایرانی نه تنها از خطرات رهایی ندارند که در معضلات و آسیب های زیادی گرفتار آمده اند.

نتیجه گیری

در مقاله حاضر با طرح ضرورت امنیت اجتماعی خانواده به بررسی میزان برخورداری خانواده های ایرانی از امنیت در سه حوزه اطمینان از تامین نیازهای اولیه، میزان آسودگی ناشی از روابط خانوادگی و بالاخره میزان خطرات و آسیب های مبتلا به خانواده پرداخته شد.

به استناد آمارهای ارائه شده میزان بیکاری، خط فقر، میزان اعتیاد، دعاوی خانوادگی و نرخ خودکشی، خانواده با چنان مشکلات جدی روبروست که تا برخوراری از امنیت اجتماعی راه بسیار طولانی در پیش دارد.

این در حالی است که از خانواده تک سرپرست، بی سرپرست، کودکان کار و کودکان خیابان، خانواده معلولین که از ساختار خانواده هسته ای مرسوم برخوردار نیستند، سخنی به میان نیامده است.

منابع

1- مفهوم پارسنز صاحب نظر کارکردگرایی ساختاری است که اعتقاد دارد نظام اجتماعی از چهار خُرده سیستم اقتصاد، سیاست، اجتماع جامعه گی و نهادهای جامعه پذیر تشکیل شده است که به ترتیب کارکرد سازگاری، دستیابی به هدف ها، یگانگی و حفظ الگوهای فرهنگی را به عهده دارند و تجمیع کارکرد آن ها موجب ماندگاری و بقای نظام اجتماعی خواهد بود.

2-http://fa,wikipedia.org

3-http://www.khabronline.com

4-http://bazargannews.com

5-http://www.shafaf.ir

6-http://www.parsolog.com

منبع: نویدنیا، منیژه (1394)، امنیت خانواده، ماهنامه پیام ابراهیم، سال دوم، شماره یازدهم، مهر و آبان، صفحه 89- 87.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن