مجلات

اتمسفر اجتماعی؛ نقش پنهان مردم در امنیت

مقاله حاضر با نگاهی به کم و کاستی های موجود در ساز و کارهای امنیت به «نادیده گرفتن نقش مردم در امنیت سازی» پرداخته است و آن را از دلایل اصلی شکست جهان در تحقق امنیت به شمار آورده است.

غفلت از مردم عادی کوچه و خیابان که به زندگی روزمره مشغول هستند، باعث شده است شناخت ریشه و اصول بسیاری از عوامل امنیت ساز یا ناامنی با شکست روبرو شود.

این در حالی است که مردم در امنیت سازی، نقش مشتقیم و آشکار مانند اقدامات قومی و دینی، یا غیرمستقیم و پنهان چون ساخت و پردازش «اتمسفر اجتماعی» را به عهده دارند.

اتمسفر اجتماعی مثبت به روابط دوستانه و همگرا می انجامد که بستر مناسب برای تحقق امنیت است و اتمسفر منفی با دامن زدن به خشونت ها، زمینه را برای بروز اشکال مختلف ناامنی ایجاد می کند.

مقدمه

روزی نیست که در اخبار از انفجارها، کشتارها، ویرانی و آوارگی ها سخنی به میان نیاید و دل هر انسانی را در ناکامی برقراری امنیت به درد نیاورد.

چرا ساز و کار به شکست انجامیده است؟

و چرا تامین امنیت جهان به رویا تبدیل شده است؟

شاید دلیل آن باشد که امنیت نیازی در کنار سایر نیازها است، ولی فرایند، ساز و کار تامین و تحقق آن بسیار متفاوت و نامتجانس با نیازهای دیگر است.

دلایل و عوامل متعدد و گوناگونی موجب این تفاوت و ناهمگرایی است که از جمله می توان «نادیده انگاشتن نقش مردم» را نام برد.

نیازهای اولیه چون غذا، پوشاک، سرپناه و مسکن دارای پروسه چند مرحله ای از تولید مواد اولیه تا تولید نهایی و از چرخه عرضه و تقاضا، قواعد ساختاری و تعاملی بازار تا رسیدن به دست مصرف کننده را در بر می گیرند.

صرفنظر از مکانیسم های مستقل هر یک از این مراحل، وقتی تولید نهایی به دست مردم می رسد، مرحله اصلی تامین نیاز آغاز می شود که به حسب گرایشات و رفتار مردم می تواند ابعاد و اشکال مختلفی پیدا کند که به سهولت تامین نیاز یا ممانعت از آن منجر می گردد.

لذا، صرف وفور منابع غذایی نمی تواند گواه تامین نیاز به غذا باشد، مانند آنچه در هندوستان شاهد هستیم یا برهنگی سرخ پوستان ناشی از نبود پارچه و لباس نیست.

به این ترتیب، تامین نیازها در گرو حداقل دو بخش اصلی است:

بخش اول شامل مراحل چندگانه ساخت و پرداخت منابع تا تولید و در نهایت رسیدن به خط مصرف است.

بخش دوم شامل نحوه رفتار و شیوه تعاملات چندسویه مردم است که کارکردی بودن و نبودن آنچه در اختیارشان قرار دارد را تعیین می کند.

لذا، تولید و وفور مایحتاج های اولیه فقط گام اول برای تامین نیازها می باشد. گام مهم و مکمل، نوع برخورد و تعامل مردم جهت رفع نیازها است.

در این راستا، امنیت نیز به عنوان نیاز اولیه هر جامعه مستثنی نیست و تحقق آن منوط به ساخت و پرداخت هر دو بخش می باشد که مقاله حاضر به بخش دوم پرداخته است تا مدخلی را برای توجه به نقش مردم در امنیت سازی فراهم نماید.

ساز و کار امنیت

به طور معمول، امنیت از دو شیوه کنترل و نظارت، مقابله و مبارزه برای پیشگیری و نابودی خطرات استفاده می نماید.

امروزه هم به ابعاد این دو مکانیسم افزوده است و از کنترل محسوس و نامحسوس، مقابله نرم و سخت کمک می گیرد.

از اینرو، تحقق امنیت را با از بین بردن دشمنان و کنترل مجرمان ممکن می گردانند و امنیت پایدار را در گرو نظارت فراگیر و افزایش توان مقابله همه جانبه می دانند.

از سوی دیگر، وقتی سخن از امنیت و امنیت سازان در میان باشد، روی سخن با دولت است که کارویژه آن را تامین امنیت شهروندان به شمار آورده اند. از وزارت دفاع، امور خارجه، اطلاعات، شورای امنیت گرفته تا ارتش و پلیس و غیره، دست به دست هم دارند تا بتوانند از عهده کارویژه دولت مدرن برآیند و شهروندان را از گزند دشمنان خارجی و خطرات داخلی محافظت نمایند.

خطرات و تهدیدات چنان دامنه عریض و طویلی دارد که هر چه به تعداد سازمان های دولتی برای نظارت و مقابله افزوده می شود، باز همچنان کم و کاستی ها وجود دارد و شهروندان به اشکال مختلف با ناامنی دست به گریبان هستند.

تروریسم و اقدامات انتحاری نیز وجه جدیدی به ناامنی داده است که وجود زندگی آرام و آسوده را ناممکن می نمایاند.

علی ایحال، دولت نیروهای خویش را برای تامین امنیت به کار می گیرد تا بتواند شرایط زیستی بدون ترس و هراسی را برای مردم فراهم نماید.

در این روال، دولت و نیروهای امنیت ساز در یک طرف قرار می گیرند و مردم و مطالبات امنیتی آنان در سوی دیگر است.

به بیان دیگر، مردم در ساخت و پرداخت امنیت نقشی ندارند و تنها طرف تقاضا را تشکیل می دهند. گرچه خرابکاران، آشوب گران، جاسوسان و خلاصه کسانی که به عنوان مجرم یا دشمن شناخته می شوند، طرف حساب قرار می گیرند و مجازارت و تنبیهات در مورد آنان اعمال می گردد.

اما، مردم عادی کوچه و خیابان، زنان و مردان، پیر و جوان، مرفه و فقیر، با تجربه و خام، و غیره، طرف حساب امنیت سازان نیستند و تنها به عنوان نیازمندان به امنیت به شمار می آیند.

این در حالی است که امنیت سازان از نقش ناامن کننده مجرمان و دشمنان که از مردم می باشند و در میان مردم هستند، آگاه اند و سعی در خنثی کردن اقدامات و عملیات خطرآفرین و تهدید کننده آنان دارند که موجب وحشت و هراس در جامعه می شوند و زندگی را با مشکل و ناملایمات در هم می آمیزند.

اما از کنار انبوه مردم عادی که به زندگی روزمره مشغول هستند و در عرصه های گوناگون خانه داری، علمی، هنری، ورزشی، رسانه ای، تجارت، فناوری، آموزشی، تکنولوژی و غیره هر روز نقش آفرینی دارند، بی توجه می گذرند.

نیرو و توان مردم عادی را در معادلات امنیت وارد نمی کنند و آنان را در حد کاربران امنیت فرو می کاهند.

این امر، به دلیل نگاه از بالا به پایین دولت و دولت مردان به مردم ناشی می شود. چرا که در رابطه نابرابر بین شهروندان و دولت، مردم در سطحی فرودست و محتاج قرار می گیرند که دولت موظف به یاری آنان است.

نادیده پرفتن نیروهای مردم در امنیت را می توان به غفلت جامعه سنتی از نقش زنان در بازار کار و تولید تشبیه نمود.

اما، جامعه مدرن به نیرو و توان زنان، به عنوان نیمی از جمعیت جهان توجه نموده و چرخه توسعه را چنان سرعتی بخشید که هنوز در شتاب آن جای شگفتی است.

به همین منوال، زمان آن فرا رسیده است که امنیت سازان، نیروهای مردم را به یاری بگیرند و نقش آنان را به رسمیت شناخته و اختیارات را به آنان تفویض نمایند.

مبرهن است، مردم، خاستگاه های متعددی را در امنیت رقم می زنند و نقش های مختلفی ر به عهده دارند که از آن جمله می توان به گرایشات دینی و رفتارهای قومی اشاره داشت که برخوردهای ناروا با آن، جهان امروز را با بحران امنیت مواجه کرده است.

اما، صرفنظر از نقش مستقیم و آشکار مردم در روند امنیت سازی، مردم نقش پنهان و غیرمستقیم نیز در امنیت به عهده دارند که کاملاً از چشم صاحبنظران علوم سیاسی مخفی مانده است که جهت تاکید بر اهمیت و ضرورت تمرکز، به یکی از آن موارد تحت عنوان «اتمسفر اجتماعی» پرداخته می شود.

اتمسفر اجتماعی

تاکید می گردد، غفلت دولت از نقش مردم عادی در امنیت سازی، مانع از نقش آفرینی آنان در تامین امنیت نبوده و نیست.

به بیان دیگر، خواسته و ناخواسته مردم در تامین امنیت نقش دارند و کم و کیف برقراری امنیت را تعیین می کنند.

در این راستا، می توان به نقش مردم در ساخت و پرداخت «اتمسفر اجتماعی» هر جامعه اشاره داشت.

چنان که هر کشوری داری شرایط اقلیمی و محیط جغرافیایی منحصر به خویش است که به آن ویژگی های خاصی چون کوهستانی بودن یا صحرایی بودن، می بخشد.

به همین قیاس، هر کشوری دارای اتمسفر اجتماعی خاصی است که از تعاملات مردم با یکدیگر در محله، خانواده، مدرسه، خیابان، اداره شکل گرفته است و به آنان خصوصیاتی مانند دل رحم بودن، خونگرم بودن، غرور، مهربانی می بخشد.

در واقع، مردمان هر کشوری خلق و خویی دارند که گونه ای از محیط اجتماعی و شبکه تعاملات جمعی را شکل می دهند که از آن تحت عنوان اتمسفر اجتماعی می توان نام برد.

این خصوصیات در سطح خُرد نیز صادق است.

چنان که اتمسفر کلاس درس از بازار مجزاست.

لذا، همچنان که تامین امنیت کشورها تحت تاثیر ویژگی های زیست محیطی آنان قرار دارد، از اتمسفر اجتماعی نیز تاثیر می پذیرد، گرچه متولیان امنیت از آن غافل باشند.

توجه به مردم و به دنبال آن زیست گاه اجتماعی، خصوصیات تعاملی، شبکه های ارتباطی، امیدها و بیم های اجتماعی، ایده ها و آرزوهای مردمی، الگوها و قهرمانان از جمله مواردی است که می توانند اتمسفر اجتماعی را به سوی خشونت و ناسازگاری یا همگرایی و مهربانی شکل دهند.

طبیعی است، هر چه اتمسفر اجتماعی به پرخاشگری و افسار گسیختگی تمایل گیرد، جامعه با ناامنی بیشتری مواجه است و بالعکس، اگر اتمسفر اجتماعی با بردباری، مشارکت، یاری و پشتیبانی همسو شود، دستیابی به امنیت به آسانی فراهم است.

سازندگان اتمسفر اجتماعی را مردم کوچه و خیابان تشکیل می دهند که با رفتارهای خویش در تعاملات مختلف روزانه به یکدیگر، می توانند درس مهرورزی یا خشونت بیاموزند.

مردمی که با زبان مهربانی، می توانند آرامش را در دیگری رقم بزنند یا با کلمات نامربوط، دیگری را آشفته و پریشان کنند.

آدمیانی که با نگاهی، پناه و ارامش خاطر به دیگری بخشند یا با غضبی، ترس و هراس را زنده کنند.

زنان و مردانی که می توانند با دست های گرم خویش، به یاری دیگری برونند و محبت بیافریند یا به جای دستگیری و مهربانی، زخم و رنجی به دیگران رسانند.

اتمسفر اجتماعی به مانند انرژی دارای وجه مثبت و منفی است.

«اتمسفر اجتماعی مثبت» مملو از حال و هوای پویا و بانشاط آور است که افراد را به سوی خوش بینی، خوش فکری و خوش خویی می برد.

زمانی که مردم از موفقیت ها، دستاوردها، پیروزی ها، توفیقات سخن می گویند و رضایت و امید دارند.

شاد و خوشحال هستند و خنده بر لب دارند، در فضای اجتماعی از هوای مثبت استنشاق می کنند.

«اتمسفر اجتماعی منفی» با ضرب آهنگ زشتی ها، تلخی ها، رنج ها، دردها چنان نوایی ایجاد می کند که انرژی و سرزندگی را سلب می کند،

ناامیدی و استیصال به وجود می آورد و رغبت هر نوع حرکت خوشایند را از بین می برد.

لذا، اتمسفر مثبت به سوی همگرایی، همنوایی، سازگاری با دیگران جهت گیری دارد و اتمسفر منفی به سوی ناسازگاری، جدایی، ناهمخوانی افراد را می کشاند.

به این ترتیب، اتمسفر مثبت به دوستی و مهربانی متمایل است و اتمسفر منفی به زایش خشونت و خشم می انجامد.

بدیهی است، مردمی که اتمسفر مثبت را می سازند از جنگ، کشمکش، آشوب، هرج و مرج پرهیز دارند و مردمی که اتمسفر منفی را در تعاملات اجتماعی خویش تولید کرده اند از هر نوع رفتارهای پرخاشگرانه و خشونت آمیز اِبایی ندارند.

به این ترتیب، امنیت در ذات اتمسفر مثبت وجود دارد و نیازی به هیچ اقدام و برنامه ریزی ندارد و بالعکس در اتمسفر منفی، امنیت با وجود برنامه ها و اهداف کوتاه مدت و بلندمدت، تسلیحات نظامی و ارتش های رزمی، یاری سازمان های بین المللی و جهانی، بودجه های هنگفت کشوری و غیره، نافرجام می ماند.

نتیجه گیری

شکست جهان در تامین امنیت را باید در ساز و کار امنیت جستجو کرد.

امنیت از مردم و نقش آفرینی آنان غفلت کرده است و این امر موجب شده است که امنیت با مشکلات نابهنگام زیادی دست و پنجه نرم کند و یارای هماوردی با آنها را نداشته باشد.

امنیت به دلیل کارویژه دولت های ملی به دولت مردان واگذار گردیده است و آنان با شیوه های کنترل و نظارت، مقابله و مبارزه قصد براندازی خطرات و تهدیدات را در دو سناریو دشمنان خارجی و مجرمان داخلی به عهده دارند.

این در حالی است که مردم عادی که به کارهای روزمره اشتغال دارند، نقش های مستقیم و پنهان در امنیت سازی به عهده دارند.

یکی از نقش های پنهان و حائزاهمیت مردم تولید اتمسفر اجتماعی است که می تواند با سوگیری مثبت به همگرایی و دوستی دامن بزند و امنیت را در دل خویش به طور ناخودآگاه ساخت و پرداخت نماید و یا بالعکس با اتمسفر اجتماعی منفی و ازدیاد خشونت ها و پرخاشگری ها، زمینه کینه دوزی ها و دشمن پروری را فراهم آورده و موجب بروز ناامنی گردد.

باید به خاطر داشت همچنان که انسان برای زنده ماندن به هوا احتیاج دارد، در محیط اجتماعی نیز گریزی از استنشاق اتمسفر اجتماعی نیست که می تواند شرایط را برای خوش خلقی با بدخلقی مهیا نماید و به همین منوال، زمینه را برای تحقق امنیت یا بروز ناامنی رقم بزند.

شاید یکی از دلایل شکست جهان نیز در تحقق امنیت همین باشد که به دلیل بی توجه به نقش مردم و اتمسفر دست ساز آنان، سعی دارد امنیت را با اقدامات نظامی به زور به جامعه تحمیل نماید.

منبع: نویدنیا، منیژه (1395)، اتمسفر اجتماعی؛ نقش پنهان مردم در امنیت، ماهنامه پیام ابراهیم، سال سوم، شماره چهاردهم، فروردین و اردیبهشت.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن