روزنامه

امنیت؛ کنش یا کنش متقابل

کنش به رفتاری یک سویه و در عین حال نمادین اطلاق می گردد که یک طرف فاعل و طرف دیگر معفول است یعنی همیشه یک طرف تاثیرگذار و طرف دیگر تاثیر پذیر است.

به طور مثال مادری که با نزدیک شدن کودکش به آتش به سرعت به سوی او رفته و کودک را از آتش دور می کند.

کنش متقابل نیز رفتاری نمادین است و طرفین رابطه را فاعل و معفول تشکیل می دهد، ولی تفاوت اصلی آن با کنش در این است که نقش فاعل و معفول در طول رابطه ثابت نیست و مدام به جای یکدیگر قرار می گیرند مانند هدیه دادن.

در خصوص کنش و اقسام آن ماکس وبر، زیمل، پارتو و صاحبنظران مکاتب خُرد جامعه شناسی بحث های مبسوطی را ارائه نموده اند که خوانندگان را به آن ها ارجاع می دهیم. چرا که در اینجا، قصد بررسی این نظریات را نداشته و تنها با مدد از آنان، به بحث و مطالعه جنبه ای از امنیت پرداخته می شود.

آنچه در ادبیات امنیت آمده است و در اقدامات کنونی دولت ها انجام می گردد، امنیت به عنوان کنش به شمار می رود.

یعنی هدف امنیت، ابزار امنیت، شیوه تعامل …. خلاصه تمامی برنامه ها، دستور عمل ها، تنظیم تاکتیک ها، تعیین راهبردها، همه و همه توسط حاکمیت کشورها به کمک بازوی اجرایی پلیس و نیروهای نظامی تعیین و سامان دهی می شود[1].

تصمیم گرفته می شود وارد جنگ شوند، مخالفان راهی زندان شوند، از انتشار اطلاعات جلوگیری و سانسور اعمال گردد، اجرای مناسک و آیین ها به تعویق افتد، قومیت ها در مناطق خاصی اسکان داده شوند، نرخ جریمه را بیشتر نمایند، گشت های پلیس را در خیابان افزایش دهند، از مانورهای نظامی استفاده کنند و از این دست.

این یکسو نگری و یک سویه بودن فرایند امنیت بخشی ریشه در نگاه سیاسی به امنیت دارد.

سیاسیون امنیت را به مانند کالایی در نظر آورده اند که تولید و تعیین کیفیت برنامه ها و استراتژی های آن با متولیان امنیت است و مردم تنها مصرف کنندگان آن به شمار می روند.

امنیت مبتنی بر کنش، چون نقش شهروندان و مردم را در تولید و پایداری امنیت نادیده می گیرد، در واقع «امنیت ناقص» است.

در حالی که هر تولید، نیازمند چرخه ای دایره وار میان عناصر گوناگون تولید است تا قادر به دریافت بازخورد و تنظیم مجدد خویش باشد.

بزرگترین نقص در این فرایند، آن است که مخاطب یا مفعول امنیت (شهروندان) به عنوان عامل تولید به حساب نمی آید.

امنیت زایی از چند و چون افراد جامعه مبرا می باشد و تعامل با شهروندان ضرورتی ندارد و حاکمیت، ساز و کارهای لازم را به تشخیص خود اتخاذ نموده و اجرا می نماید.

در حالی که در بسیاری مواقع میان مردم و دولت در تعیین خطر و تهدیدات، تشخیص مجرم، شیوه های تنبیهی، تدابیر امنیتی و غیره اختلاف وجود دارد و تشخیص نظام حاکم با افراد جامعه همسو و همگرا نیست.

نادیده گرفتن مردم در پروسه امنیت، پیامدهای زیان بار متعددی چون هزینه های گزاف کنترل و نظارت، مقاومت و عدم تابعیت را به همراه دارد، همچنین مانع بزرگی بر سر مشارکت فعال شهروندان ایجاد می نماید.

اما درد و رنج بزرگتری که به بار می آورد آن است که حکومت در حالی که تمام تلاش خود را صرف تامین امنیت برای شهروندان می نماید، قادر به تحقق امنیت به معنای رهایی از نگرانی و خطر، آزار و ترس نیست.

چرا که نیروهای امنیتی و اقدامات آنان برای مردم یک منبع ناامنی و نگرانی محسوب می شوند.

چون شهروندان این دلواپسی و هراس را دارند که نمی توانند نقشی در برنامه های امنیتی داشته باشند و نیروهای امنیتی با آن هیبت قوی که دارند، می توانند هر چه می خواهند، انجام دهند.  

در حالی که امنیت باید به مثابه کنش متقابل در نظر گرفته شود، رفتاری دو سویه که مرتباً بر مبنای تفسیر طرفین جرح و تعدیل شده و با حفظ منافع دو طرف و توجه به خواست طرفین اجرا می گردد.

امنیت را به وجهی شاید بتوان با سلامت مترداف دانست.

از اینرو، همچنان که مداوای بیمار بدون پزشک میسر نمی شود، از سوی دیگر، بدون قبول شیوه مداوا از سوی بیمار، سلامتی ممکن نیست.

یعنی برای دستیابی به سلامت همکاری دو جانبه ای میان پزشک و بیمار بر مبنای فهم مشترک لازم و ضروری است.

این قاعده در مورد امنیت نیز صادق است.

امنیت بدون ابزار و نیرو ممکن نیست ولی از سوی دیگر، این مردم هستند که با درک و فهم امنیت و پذیرش یا عدم پذیرش آن، شرایط تحقق امنیت را فراهم می نمایند.

در حقیقت، ملاک و معیار امنیت، میزان قبول عملیات و اقدامات امنیتی از سوی مخاطبین است.

وقتی که سامانه امنیت بر «کنش متقابل» استوار باشد، دولت موظف به تعامل با مردم در باره برنامه های امنیت بخش، روند تشخیص خطرات و تهدیدات، نحوه برخورد و مقابله، به کارگیری ابزارها و وسایل مبارزه، شگردهای مراقبتی و حمایتی، تمهیدات نظم بخشی و از این قبیل است.

در این صورت امنیت حاصل توافق مشترک و عمل مشترک بین مردم و دولت است که پس از همسویی و همگرایی میان مجریان و مردم اجرا می شود.

والا امنیت همین می شود که سیاسیون اجرا نموده اند، یعنی امنیت خط و نشان کشیدن برای دشمن است.

امنیت در جنگ و گریز با خطر سپری کردن است…. در حالی که امنیت باید آسودگی و آرامش را به همراه آورد…..

پس می توان نتیجه گرفت:

آنچه امنیت را از صورت بندی مخوف قدرت و زور خارج نموده و به آن انعطاف می بخشد، از نیروهای امنیتی حامیان و مراقبان زندگی می سازد، شیوه های مراقبتی را جایگزین ابزارهای کنترلی می نماید….. آن است که متولیان امنیت بپذیرند که امنیت یک جانبه قابل تحقق نیست و نیازمند کنش متقابل دو سویه با مردم هستند.


[1] – منظور از یک سویه بودن فرایند امنیت، نادیده انگاشتن عملیات متعدد امنیت زایی و درگیر بودن سازمان های مختلف دولتی و غیر دولتی نیست. بلکه منظور هم راستا و هم صدا بودن تمامی آن سازمان ها به عنوان عاملان تولید امنیت است.

منبع: نویدنیا، منیژه (1392)، روزنامه اعتماد، صفحه یازده، هفدهم مهرماه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن