فصلنامه

گفتمانی پیرامون امنیت اجتماعی

شناخت جامعه و عوامل پايداری آن محور اصلی نظريات جامعه شناسی را تشکيل می دهد.

جامعه بر چه ارکانی استوار است و چرخ امورات آن تابع چه مکانيسم هايی است؟

چه عواملی دوام و قوام جوامع را تضمين می کنند؟

چگونه می توان اجزاء و عناصر جامعه را برای خدمت به اهداف جامعه بسيج نمود و دستيابی به منافع بلند مدت را واقعيت بخشيد.

چرا عليرغم چنين دغدغه هايی در جامعه شناسی، جای بحث امنيت در نظريات جامعه شناسی خالی است؟

آيا واقعاً مراقبت و پاسداری از جامعه مورد توجه جامعه شناسان قرار نداشته است؟

آيا جامعه نيز مانند هر پديده اجتماعی ديگر نيازمند مصونيت ازخطرات و تهديدات نيست؟

چگونه ممکن است  انواع جوامع و صور گوناگون رشد و تکامل آنان توصيف و تحليل گردد ولی به وجوه مختلف ناامنی دوران گذار توجه نشود؟

و اشکال جوامع آرام و بدون تعارضات بنيادی تبيين نگردد؟

در پاسخ بايد  گفت که رد پای مباحث مربوط به امنيت را می توان در نظريات جامعه شناسان بر محور ماهيت و عوامل استمرار جامعه يافت.

ولی آنچه مسلم است، امنيت به عنوان يک پديده اجتماعی مستقل مورد توجه قرار نداشته است و در ذيل موضوعاتی چون همبستگی، تعادل، يگانگی و غيره قرار گرفته است.

اما به دنبال مسايلی مانند تجزيه طلبي های قومی، خشونت های فرقه ای، قاچاق کلان و سازمان يافته مواد مخدر و اعتياد، بيکاری، فقر، توجه به زمينه های اجتماعی امنيت زا و امنيت زدا برای جامعه ضرورت يافت و تحقق امنيت در قالب مناسبات اجتماعی – افراد و گروه ها و نهادها – مورد توجه قرار گرفت.

بنابراين نگرشی متفاوت به امنيت چه از لحاظ پاسخگويی به پرسش های علمی و چه از نظر پاسخ به نيازهای اجتماعی و ايجاد تعامل و وفاق نسبی بين انديشمندان اجتماعی، مردم و مسئولان نهادهای رسمی و غير رسمی در جهت حل آنها و هموار کردن مسير توسعه جامعه  ضرورت و اهميت زيادی دارد.

طرح و شناسايی جامعه شناختی امنيت مستلزم تشخيص و تعيين جايگاه امنيت در  رويکردهای جامعه شناسانه است و همچنين تعامل و تبادل نظری صحيح و مناسب با انديشمندان مطالعات امنيتی خواهد بود.

مقاله حاضر برای اين منظور و به دست دادن الگوی نظری نسبتاً جامع از امنيت اجتماعی، پس از مروری بر واژگان امنيت و اجتماع، با لحاظ نقطه نظرات جامعه شناسان برجسته يعنی اگوست کنت، اميل دورکيم، کارل مارکس و تالکوت پارسنز در باره ماهيت و عوامل استمرار جامعه، تعريفی از امنيت اجتماعی را مورد تاکيد قرار می دهد و برای عملياتی کردن ريشه های ذهنی و عينی امنيت در سطوح خرد و کلان،  و امکان سنجش امنيت اجتماعی به شاخص هايی کلی اشاره دارد.

از آنجا که شاخص ها به آسانی با خصوصيات واحد اجتماعی مورد سنجش، قابل انطباق خواهند بود تلفيقی از سطح نظری و کاربردی فراهم گشته است.

در ادامه  جايگاه امنيت اجتماعی  در ميان يافته های محققان حوزه مطالعات امنيتی روشن می گردد. در اين زمينه از نظرات باری بوزان، ويور، مولار و رابرت ماندل  استفاده شده است.

واپسين بخش مقاله به شرح وجوه اشتراک و افتراق نقطه نظرات اين دو دسته  اختصاص دارد.

با استفاده از داده های حاصل، الگوی ارائه شده از امنيت اجتماعی مورد تاييد قرار می گيرد.

منبع: نویدنیا، منیژه (1385)، گفتمانی پیرامون امنیت اجتماعی، تهران: فصلنامه مطالعات امنیت اجتماعی، سال دوم، شماره چهارم و پنجم، زمستان 84 و بهار 1385. 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن